وبلاگ
مبل کلاسیک لوئیز: سفری از دل گذشته تا اوج شکوه
- مدت زمان تقریبی مطالعه: 8 دقیقه

مبل کلاسیک: مبلمانی از دنیای لوئی پانزدهم
آیا تا به حال حس کردهاید یک شیء، حتی یک مبل کلاسیک قدیمی، داستانی پنهان در دل خودش داشته باشه؟ داستانی از گذر زمان، از هنر و زیبایی که با کمی توجه و بازسازی، میتونه جانی دوباره بگیره. امروز میخواهیم شما رو به یک سفر هیجانانگیز ببریم. سفر بازسازی مبل کلاسیک لوئیز که نمادی از اصالت و طراحی کلاسیک لوئی پانزدهمی است. این داستان بازسازی مبل لوئیزه. داستانی که قراره از اولین نگاه تا آخرین لمس، شما رو با خودش همراه کنه.

مبل کلاسیک لوئیز جادوی یک نگاه
یک روز، زمانی که در سفر بودم. چشمم به یک مبل کلاسیک، سبک لوئی پانزدهمی دو گلی خورد که واقعاً برام خوشایند بود. یه حس خوبی بهش داشتم، انگار که یک آشنای قدیمی رو دیدم. خیلی سریع زنگ زدم و وقتی خانمی که اون طرف خط، با مهربونی گوشی رو برداشت، موضوع خرید مبل رو مطرح کردم. ایشون قبول کردند. ولی یک شرط گذاشتن، طی امروز و فردا این مبلها جابجا شود. چون قراره مبلهای جدیدی جایگزین بشن که خیلی بزرگن و جایی برای این مبلهای قدیمی وجود نداره.

تصمیم گرفتم سفر رو نیمهکاره رها کنم و فردای همون روز، خودم رو به اون “مبل کلاسیک جذاب” رسوندم. اقدامات لازم برای خرید مبل کلاسیک رو انجام دادم. من آدم خرافاتیای نیستم، اما کلاً نشانهها رو دوست دارم. وقتی زمان تسویه حساب و پرداخت مبلغ رسید. تازه فهمیدم که شهر مالک مبل با زادگاه پدر و مادر من فقط چند کیلومتر فاصله داره و یه جورایی همشهری محسوب میشیم! همین آشنایی ناگهانی، باعث شد با یه خوشحالی دوچندان مبل رو بخرم. یادمه حتی من که برای خرید هر چیزی برای بامزه شدن خرید و فروش چونه میزنم، سر خرید لوئیز حتی هزار تومن هم چونه نزدم. اینقدر که ذوق این مبل جدید رو داشتم. اصلاً به فکر چونه زدن نیفتادم.
ویژگیهای طراحی مبل کلاسیک لوئیز
از ویژگیهای جالبی که باعث شد چشمم مبل لوئیز رو بگیره. پایههای S مانند و کابریولی جذابش بود. توی مبلهای کمی این ویژگی رو دیده بودم و فرم پایههای اون مدل سم آهو بود. معلوم بود مبل ظریف و با اصالتیه. نکته سوم و مهمتر، گلها و منبتکاریها بودن که ظرافت و زیبایی مبل رو چندین برابر میکردن و واقعاً چشمنواز بودن.
حالا این ویژگیها به کنار، قرار گرفتن مبل توی دکوراسیون یک خونه 40 ساله که یک فضای غالباً نئوکلاسیک داشت. باعث شد مبل بیشتر به چشمم بیاد و تصمیم خریدم چندین برابر بشه. این چند تا عکسی که از فضای خونه میبینید، کاملاً به شما نشون میده دارم در مورد چه فضایی حرف میزنم؛ یه فضای نه خیلی مدرن و نه خیلی کلاسیک. یک فضای تلطیف شده که با قرار گرفتن اکسسوریهای مدرن یک حس آرامش بخشی به فضا داد. همه این ویژگیها باعث شد من سریعاً مبل رو بخرم و برای بازسازی به کارگاهمون منتقل کنم.
ورود به کارگاه و شروع شکافتن رازها
اولین کارم این بود که مبلهای خریداری شده رو به کارگاه برسونم. هرچند میتونستم کار جابجایی مبلها رو به بچههای کارگاه بسپارم، چون هم نفراتش رو دارن و هم وسیله برای جابجایی، ولی چون ذوق این مبل کلاسیک رو داشتم، سریع خودم کارهای رسوندن مبل به کارگاه مبلسازی رو انجام دادم تا زودتر بازسازی مبل کلاسیک لوئی پانزدهمی رو شروع کنم.
وقتی رسیدم کارگاه، اولین کاری که به ذهنم رسید این بود که رویه مبل رو بشکافم. پارچه ساتن استفاده شده خیلی قدیمی شده بود. البته من هم زیاد علاقهای به پارچه ساتن ندارم. اصولاً دوست دارم مبلهای استیل و کلاسیک یا با مخمل اجرا بشن یا شنل مخمل، چون حس گرما و نرمی خیلی خوبی دارن.

من و استادکار، آستینهامون رو بالا زدیم و مشغول کندن پارچه مبل کلاسیک بودیم که تازه متوجه شدیم با چه مبل جذاب و بدردبخوری طرف هستیم! توی مبلهای قدیمی به صورت مرسوم، از ترکیب جنسهایی مثل پشم، کرک، زائدههای پشم قالیبافیها و یا تخم پنبه برای پر کردن و نرم کردن نشیمن و پشتیها استفاده میشده. توی مبل لوئيز فقط از پنبه برای پر شدن قسمت نشیمنگاه و پشتی استفاده شده بود. هرچند بگم این متریالهایی که الان گفتم برای مبلهای لوکس 40 سال پیشه و الان با گذر زمان و مدرن شدن این صنعت، بیشتر از مصنوعات پلیمری مثل اسفنج و فوم استفاده میشود. به طبعش کمتر پیش میاد برای پر کردن پشتی و نشیمن از متریالهای طبیعی مثل کرک، پشم، پر و… استفاده بشه.
برای بازسازی مبل کلاسیک لوئیز قسمت رویه و مواد داخلی رو کامل کندیم، ولی اون روز بیخیال خالی کردن فنرها و نشیمن اصلی مبلها شدیم. علت اصلیش هم این بود که تصور میکردیم فنرهای مبل از مقاومت بالایی برخورداره و لازم به تعویضش نیست.
جادوی رنگ و تولد دوباره
خب، وارد فاز جدیدی از بازسازی مبل کلاسیک، یعنی رنگ کردن مبلمان شدیم. اصولاً من علاقه دارم زمان بازسازی مبل کلاسیک، بیخیال رنگ قبلیشون بشم و مجدداً از اول کار رنگ رو انجام بدم. چطوری؟ اینطوری که ما رنگ قبلی مبلمان رو، که فکر میکنم برای این مبل رنگ 40 سال پیشش بود، کامل به وسیله دستگاه پوستزنی و سمباده تراشیدیم و به بافت اصلی چوب رسوندیم. این کار چند تا حُسن داره: یکی اینکه هر رنگی که بعدش بخوایم بزنیم راحتیم، چون چوب توانایی رنگپذیری توی طیف بالایی از رنگها رو داره. دومین حُسن اینه که اگر مبل قدیمی شکستگی یا ترکی داشته باشه، زمان سمبادهکاری خودش رو نشون میده و ما میتونیم به راحتی عیوبش رو برطرف کنیم.

پس با این دلیلهایی که گفتم. ما رنگ گردویی قدیمی مبل رو تراشیدیم و به این کلاف چوبی خوشرنگ و تمیز رسیدیم. خب: روند بازسازی مبل کلاسیک داره اون را از یک مبل بینام و نشان به لوئیز تبدیل میکنه. کلاف مبل کاملاً سمبادهکاری شده بود و جاهایی که نقص ریز داشت. به وسیله بتونه مخصوص چوب کامل پر و آماده مرحله رنگ کاری شد.
رنگ عنصر اصلی مبل کلاسیک

این عکسی که بالا میبینید، کالیته رنگ چوبی هست که من از برند معروف هرمان میلر که کارش به صورت تخصصی مبلمان و اکسسوریز دکوراتیو هست، برداشتم. کار هم باهاش خیلی ساده است: زمانی که به این مرحله از بازسازی مبل کلاسیک میرسم، این کالیته رنگی رو جلوم میذارم و تصور میکنم این رنگها کدومشون به مبلی که الان جلوم هست بیشتر میاد. همون رو به عنوان تست درست میکنیم و روی یکی از مبلها به صورت آزمایشی اجرا میکنیم. اگر این مرحله خروجی خوبی نداشته باشه، روند انتخاب رنگ رو باز هم تکرار میکنیم تا به اون چیزی که میخوایم برسیم.

بین تمامی رنگها، به رنگ گردویی که زرد بیشتری توی ترکیب رنگیش بود، رسیدم. اگر اشتباه نکنم، یه شاخه از رنگهای گردویی روشن محسوب میشه و همین رنگ شد پایه کار ما برای رنگآمیزی مبل جذاب لوئیز.
جستجو برای جامه جدید لوئیز
خب، اصولاً من برای انتخاب پارچه مبلی به خاطر قیمت، دو جا رو بیشتر نمیرم: یکی خیابان روشندلان که مرکز پارچه مبلیه و یکی هم خیابان آزادگان بالای دلاوران.
انتخاب پارچه هم این شکلیه که مثلاً قبل از هر چیزی، میدونم کدوم مغازه چه نوع پارچهایاش خوبه و نمیام دوباره از اول کل مغازهها رو بگردم. مثلاً میدونم کی؟ پارچه گونی بافتش خوبه، کی؟ پارچه مخمل داره یا اصلاً چه مغازهای تخصصی ساتن کار میکنه. و بین مغازههایی که کار مخمل و شنل مخمل میکردن، من دنبال پارچه شنلی بودم که هم به رنگ چوب و هم به مدل پشتی لوئیز که حالت مستطیلی است، بیاد.
این وسط مسطا، همین پارچه اصلی لوئیز با تم رنگی یاسی، بنفش رو دیدم. به صورت کلی، اکثر پارچههای مبلی مخمل یا ساتن توی بازار اصطلاحاً “کامبین” دارن؛ یعنی چی؟! مثلاً از یک طرح، توی چند رنگ پارچه توی مدلهای راه، گل و لوزی و ساده آلبوم میشه تا وقتی طراح میخواد انتخاب پارچه کنه، از یک طرح، رنگهای مختلفش رو ببینه که اگر خواست چیزی رو ست کنه، به راحتی این کار رو انجام بده.
یادمه پارچه راه لوئیز رو که انتخاب کردم، اصلاً ایدهای برای پارچه سادهاش نداشتم، چون توی کامبینش اصلاً مدل ساده خوبی ندیدم و مجبور شدم توی کالیتههای دیگهای دنبال پارچه ساده بگردم. و خب، آنقدر گشتم تا آخر توی یه مغازه دیگه به مخملی رسیدم که تونست اون چیزی که میخوام رو بهم تحویل بده؛ یک ترکیب رنگی بین پارچه ساده خردلی/ طلایی و پارچه راه یاسی که تونستن مکمل خوبی بشن.
رویهکوبی و لمس اصالت
اینجا دیگه وارد منزل سوم میشیم و میریم برای قسمت کارگاه رویهکوبی. همون قدر که مغازههای پارچه فروشی تخصصین، کارگاههای رویهکوبی مبل هم به نظر من تخصصی هستند. یعنی یه کارگاه ممکنه تخصصش مبل راحتی باشه، ولی همون کارگاه نتونه مبل کلاسیک رو به خوبی اجرا کنه و برعکس. برای همین برای رویهکوبی لوئیز، کارگاههای مختلفی رو گشتم تا کارگاهی رو پیدا کنم که اولاً کار تخصصی اون رویهکوبی مبل کلاسیک باشه، دوماً خیلی خوب و لطیف با این مبل برخورد کنه، چون به نظر من این مبل ارزشش خیلی بیشتر از یه مبل کلاسیک معمولی بود و هست.

علتش هم ساده است. توی نسل جدید مبلمانها، کمتر پیش میاد مبل کلاسیکی توی این سبک جزئیات خوبی مثل پایه S شکل و سم آهویی داشته باشه. یا گلهای منبتکاری شدهاش. انقدر با جزئیات و ظریف اجرا شده باشه.
در نهایت، این سبک مبل در حال حاضر تولید نمیشه و کمتر نجاری علاقه داره روی این مدل کلاف 40 سال پیش کار کنه. همه اینها روی هم باعث میشد که حساسیتم روی این مبل بیشتر تشدید بشه.
رویه کوبی مبل کلاسیک: بخش حساس
با انتخاب کارگاه رویهکوبی، همه چی به بهترین شکل جلو میرفت. سرپرست کارگاه با من صحبت کرد که قسمت فنربندی نشیمن، اون چیزی که تصور میکردم نیست. و فنربندی اون به واسطه سن زیادش تحمل وزن برای مدت طولانیتری رو نداره. اگر میخوای از این مبل عمر و کیفیت بیشتری انتظار داشته باشی. باید مواد و فنرهای قدیمی مبل رو حذف کنیم و اونها رو با متریال جدید، جایگزین کنیم. اینجور مواقع من صلاح دید کار رو به دست خود استادکارش میسپارم. چون حدس میزنم همه حرفی که میزنن بخاطر منافع مالی نیست. احتمال میدم بیشتر حرفش تلاش برای بالا بردن کیفیت کاره. برای همین قبول کردم که نشیمن مبل کامل جایگزین بشه. قسمت رویهکوبی به بهترین شکل در فرآیند بازسازی مبل کلاسیک در حال انجام بود.

عکاسی و پایانی هیجان انگیز
مبل لوئیز آماده ارسال به استودیو عکاسی بود. اما قبل از هر چیز تصمیم گرفتیم یک کار متفاوت و به زعم خودمون جالبی انجام بدیم. مبلها رو قبل از اینکه به فضای استودیو عکاسی بیاریم، به فضای خونهای منتقل کردیم که فرم طراحیاش یک جورایی مثل خونه قدیم خود مبل لوئیز بود؛ یعنی مدل نیمه نئوکلاسیک. این کار رو کردیم تا ببینیم مبل از نظر طراحی و حسی چقدر تغییر کرده. و بعد از انجام عکاسی اولیه، مبلها رو برای عکاسی نهایی به استودیو منتقل کردیم.

یه چیزی بگم شاید جالب باشه! من نه به خودم نه به بچههای استودیو اجازه نمیدم روی مبلهایی که بازسازی شده، بشینن. چون دوست دارم این مشتری باشه که به عنوان اولین نفر، تجربه نشستن روی مبلها رو داشته باشه. ولی توی کارگاه، حین کار روی مبلها میشینم. که اگر ایرادی داشت متوجه بشم. یا اصلاً ببینم، این مبلی که خریدم از نظر حسی چه تجربهای رو به مصرف کنندهاش منتقل میکنه. برای همین اگر بخوام از تجربه نشستن روی مبل لوئیز بهتون بگم، این است که حسی پر از اعتماد به نفس و اصالت لوئی پانزدهمی رو به مصرف کننده خودش منتقل میکنه و اگر دوست داشته باشید. این مبل رو با جزئیات بیشتر ببینید میتونید از این لینک جزئیات بیشتری از مبل لوئیز مشاهده کنید و یا با مراجعه به شوروم مـووونـی از نزدیک تجربه نشستن روی مبل لوئیز رو داشته باشید.





