وبلاگ
ارج: کارخانهای ایرانی که قرار بود کل دنیا رو مال خودش کنه!
- مدت زمان تقریبی مطالعه: 8 دقیقه

کارخانه ارج نامی که میشناسید و به آن اعتماد دارید
شاید شما هم نام کارخانه ارج را شنیده باشید: نامی که ناخودآگاه لوازم خانگی قدیمی و با کیفیت را به یاد میآورد. اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که این برند محبوب ایرانی چگونه شکل گرفت و به چه سرنوشتی دچار شده؟
کنجکاوی در این باره، موجب شد تصمیم بگیریم با مطالعه مقالات و منابعی که از کارخانه ارج به جا مانده به آگاهیمون در مورد این برند نام آشنا بیافزاییم.
اعزام دانشجو: سرآغازی برای یک انقلاب صنعتی
داستان از سال ۱۳۰۷ آغاز میشود. در آن زمان، مجلس شورای ملی با نظارت مستقیم رضاشاه، تصمیم گرفت. حدود ۱۱۰ نفر از دانشآموزان ممتاز را برای کسب علم و مهارت به کشورهای اروپایی مثل: آلمان و فرانسه اعزام کند. در این فهرست، نامهای شناختهشدهای همچون مهدی بازرگان و کریم سنجابی به چشم میخورد. اما نام شخص دیگهای هم توجه برانگیز بود، شخصی که در طول دوران حیات محدود خودش افتخارات بزرگی برای صنعت ایران رقم زد.
شخصیتی نام آشنا و تأثیر گذار، انسانی از خود گذشته و به قول جناب مهندس بازرگان احسن الخالقین: خلیل ارجمند بنیانگذار کارخانه ارج.

خلیل ارجمند: از بورسیه تحصیلی تا بنیانگذاری کارخانه
خلیل ارجمند در سال ۱۲۸۸ در خانوادهای فرهیخته و دولتی به دنیا آمد. او با موفقیتهای تحصیلی خود، کاندیدای بورسیه اعزام به خارج از کشور شد. پس از قبولی در آزمون، یکی از ۱۱۰ دانشجوی نخبهای بود که به اروپا اعزام گردید. بورسیه خلیل ارجمند و آشنایی با فضای صنعتی کشور فرانسه و پس از اون کشور آلمان موجب شد. دید وسیعتری نسبت به فضای تولیدی و کارخانهای داشته باشد.
خلیل ارجمند فرانسه را برای تحصیلات تکمیلی انتخاب کرد. پس از اتمام دوره دانشگاه و ثبت دو حق اختراع، توجه علیاصغر حکمت، وزیر وقت فرهنگ را به خودش معطوف نمود. همین امر باعث شد بورسیه تحصیلی خلیل ارجمند برای یک سال دیگر هم تمدید شود. این فرصت طلایی به خلیل امکان حضور در کارخانه زیمنس آلمان و کسب مهارتهای مهندسی در یک محیط عملی و کارگاهی را داد. همین موضوع موجب افزایش دانش و مهارت خلیل ارجمند در فضای کارخانهداری شد.
تولد یک رویا: از کارگاه کوچک تا کارخانه بزرگ ارج
خلیل ارجمند پس از پایان دوران بورسیه به ایران بازگشت و پس از گذراندن دوره سربازی، در سال ۱۳۱۵ آماده ورود به عرصه کسبوکار شد. رحیم ارجمند پدر خلیل از جایگاه برجستهای در سازمانهای دولتی برخوردار بود. از این رو خلیل را به چند اداره دولتی معرفی نمود و باعث حضور یک ساله خلیل در فضای کارمندی شد. اما خلیل ارجمند تمایل چندانی به حضور در فضای کارمندی نداشت و آرزوی تأسیس کارخانه خود را در سر میپروراند.
سرانجام خلیل ارجمند، در سال ۱۳۱۶ تصمیم گرفت کسب و کار مستقل خودش را آغاز نماید. او با ۸ کارگر و دو دستگاه جوشکاری که شخصاً از آلمان آورده بود، کارگاهی کوچک را در حوالی دروازه قزوین راهاندازی کرد. زمینه فعالیت اصلی این کارگاه کوچک، ساخت در و پنجره و محصولات آهنی بود که با آهنگری، ریختهگری و جوشکاری سروکار داشت. همین سه واژه (آهنگری، ریختهگری، جوشکاری) سرآغاز فعالیتهای خلیل ارجمند تحت برند ارج بود.

به تدریج با دریافت پروژههای دولتی، کارگاه ارج توسعه یافت. از ساخت گلخانه اختصاصی برای بانک ملی تا طراحی و ساخت طاق نصرت به مناسبت ازدواج محمدرضا پهلوی به سفارش همین بانک. این پروژهها سرمایه قابل توجهی را به کارگاه تزریق نمود و خلیل ارجمند تصمیم گرفت به جای کار برای دیگران، فعالیتهای خود را گسترش دهد.
به همین دلیل، کارگاه را به فضایی بزرگتر در حوالی میدان شوش منتقل کرد. و پس از آن با استفاده از دستگاههای صنعتی، تولید محصولاتی نظیر صندلی تاشو فلزی و پمپ آب را آغاز نمود. این محصولات به تدریج نام ارج را بر سر زبانها انداخت. ارج از یک کارگاه کوچک آهنگری، ریختگری و جوشکاری به یک کارخانه بزرگ تولید محصولات مصرفی خانگی تبدیل کرد.
اوج و افول ناگهانی
اما این پیشرفت و شکوفایی برند ارج پایدار نماند. در سال ۱۳۲۳، در اوج شهرت کارخانه، مهندس خلیل ارجمند که علاقه فراوان و مسئولیت اجتماعی خاصی نسبت به اقشار محروم جامعه داشت. هنگام بازدید از یکی از چاههایی که برای مردم کمبرخوردار جنوب تهران که به دستور ایشان حفر گردیده بود، دچار حادثه شد. طی این حادثه مهندس خلیل ارجمند در سن ۳۵ سالگی چشم از این جهان فروبست.
گفته میشود در مراسم تشییع جنازه مهندس ارجمند، خیابان تخت جمشید سابق (طالقانی فعلی) که هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیده بود. آنچنان مملو از جمعیت بود که برای آن دوره از تاریخ، چنین استقبالی از یک فرد غیرحکومتی و غیرسلطنتی، سابقه نداشت.
پس از خلیل ارجمند، تا سال ۱۳۳۰ پدر و همسر خلیل ارجمند وظیفه مدیریت کارخانه ارج را بر عهده داشتند. هر چند که در این دوره زمانی کارخانه دچار ورشکستگی نشد، اما رشد چشمگیری نیز به خود ندید.

بازگشت حیات به کارخانه
وضعیت رکود تا سال ۱۳۳۰ گریبانگیر کارگاه ارج بود تا اینکه اسکندر ارجمند برادر خلیل به فضای مدیریتی کارگاه اضافه شد. اسکندر نیز همچون برادرش، از دانشجویان بورسیه اعزامی به خارج از کشور بود. پس از اتمام تحصیلات، بلافاصله مدیریت کارخانه ارج را بر عهده گرفت. مهارت اصلی اسکندر در زمینه تولید و کارگاهی بود و در همین دوران کارگاه ارج شروع به تولید بخاری نفتی ارج نمود. این دوران همزمان با تولید بخاریهای نفتی “پلار” شد که رقابت و در نتیجه افزایش کیفیت محصولات ارج را به ارمغان آورد.
با وجود اینکه اسکندر در زمینه تولید عالی بود، کارخانه ارج همچنان به یک مدیر و استراتژیست قدرتمند نیاز داشت. به همین دلیل، از برادر دیگرش، سیاوش ارجمند درخواست نمود تا بلافاصله پس از اتمام دوران بورسیه تحصیلی خود از آلمان به ایران بازگردد. ورود سیاوش ارجمند به کارخانه زمینهساز پیشرفتهای جدیدی برای کارخانه ارج شد.
ورود مدیریت جدید به کارخانه
مهندس سیاوش ارجمند در سال ۱۳۳۸ وارد کارخانه ارج شد. به بدو ورود اقدامات زیرساختی مهمی در زمینه مدیریت منابع انسانی و تولید محصولات جدید ارج انجام داد.

سیاوش ارجمند به محض در اختیار گرفتن فضای مدیریتی ارج در اولین سفر کاریش به آریزونای آمریکا در مقام مدیر کارخانه، یک محصول خاص توجهش را جلب نمود که تا پیش از آن نه در ایران و نه در اروپا نمونه مشابهی از آن را ندیده بود. این محصول میتوانست دمای هوا را تا ۱۰ درجه سانتیگراد کاهش دهد و در هوای گرم، محیطی مطبوع را برای مصرفکننده به وجود آورد! آمریکا موجب شد سیاوش ارجمند با محصولی به اسم کولر آبی آشنا شود. سیاوش با خرید پتنتهای این محصول زمینههای تولید کولر آبی را در ایران به فراهم آورد.
همین محصول باعث شد ارج دوباره اوج بگیرد و با سرمایهای که از فروش کولرهای ارج نصیب برادران ارجمند شد، آنها تصمیم گرفتند خط تولید را گسترش دهند. از آنجا که فضای کارخانه شوش دیگر پاسخگوی میزان تولید محصولات جدید کارخانه ارج نبود. برادران ارجمند تصمیم گرفتند کارخانه ارج را به فضایی بزرگتر و صنعتیتر در خارج از تهران منتقل نمایند. این تصمیم، زمینه ساز ساخت کارخانه ارج در جاده مخصوص کرج شد.
نوآوری و پیشرفت: از طراحی آمریکایی تا صادرات ارج به شوروی!
سیاوش ارجمند فردی استراتژیست و متخصص در مدیریت بود، تصمیم گرفت فضای کارخانه جدید ارج را بر اساس مدل کارخانههای آمریکایی طراحی نماید. ساختمان کارخانه ارج نیز به گونهای معماری شد که در آینده، فضای لازم برای احداث خطوط تولید محصولات جدید و فضایی برای توسعه کارخانه وجود داشته باشد.
با ورود به سال ۱۳۴۲، سیاوش ارجمند طی بازدیدی که از کارخانههای ساخت ماشین ظرفشویی دانمارکی داشت به طور اتفاقی بازدیدی از کارخانه ساخت یخچال و فریزر خانگی به عمل آورد که همین موضوع علاقه تولید یخچال ایرانی را در سیاوش بوجود آورد و موجب احداث یک خط تولید برای ساخت یخچال ارج برای مصرف داخلی شد. کیفیت و پیشرفتی که کارخانه ارج در زمینه ساخت یخچال به دست آورد، به حدی رسید که آقای عالیخانی، وزیر وقت اقتصاد و دارایی، در سفر خود به مسکو، یکی از این یخچالهای ارج را به وزیر شوروی اهدا نماید! اینطور روایت شده که وزیر شوروی پیش از آزمایش و سنجش عملکرد یخچال، شیفته کیفیت و ساخت آن شد و در همان دیدار اولیه، از عالیخانی درخواست نمود تا زمینه صادرات یخچال ارج به شوروی را فراهم آورد! این رویداد، نشاندهنده اوج اعتبار ارج بود.

اوج شهرت و پایانی تلخ برای برند ارج
با ورود کارخانه ارج به دهه 50 شمسی، ارج در اوج قله فروش و شهرت خود قرار داشت. با ارائه محصولاتی نظیر بخاری گازی ارج، یخچال ارج، آبگرمکن ارج، گاز ارج، نه تنها بازار لوازم خانگی ایرانی را در اختیار داشت، بلکه کشورهای حوزه خلیج فارس نیز به دنبال تأسیس نمایندگی ارج در کشور خود بودند. این موضوع باعث شد که کارخانه ارج برای سهولت در حمل و نقل محصولات، به فکر احداث کارخانهای در شیراز باشد که با شروع انقلاب اسلامی، ساخت آن متوقف شد.
پیش از ورود به دوران انقلاب و بررسی سرنوشت کارخانه ارج در آن زمان، لازم است به نکتهای جالب اشاره نماییم. سیاوش ارجمند صرفاً به دنبال سود مطلق و بهرهکشی از کارگران نبود. او به دنبال ایجاد سیستمی در کارخانه بود که از تمامی جوانب کاملاً مطابق با الگوهای کارخانهداری در کشورهای پیشرفته، به ویژه آمریکا باشد. به همین دلیل، امکانات فراوانی را برای کارگران فراهم آورد تا موجب افزایش رضایت کارگران شود.
امکاناتی نظیر مسکن ارزانقیمت، سیستم پاداشدهی پلکانی متناسب با پیشرفت کارگران، درمان و حمل و نقل رایگان، وسایل نقلیه و حتی اختصاص فضایی مخصوص برای مددکار اجتماعی جهت مشاوره و حل مشکلات کارگران، این موارد تمامی اقداماتی بود که سیاوش ارجمند برای افزایش رضایت کارگران و پیشرفت برند ارج انجام داده بود.
مصادره و افول: پایان یک اسطوره به نام ارج
اما با نزدیک شدن به اواخر دهه ۵۰ و وقوع انقلاب، نه تنها کشور دچار تغییر و تحول شد، بلکه کارخانهها و واحدهای تولیدی نیز به صورت گستردهای با تغییرات ناگهانی و غیرمنطقی روبرو شدند. “ارج” نیز از این قاعده مستثنی نبود. در سال ۱۳۵۸، با فشار گروههای چپ و تودهای، کارخانه ارج مشمول قانون حفاظت از صنایع نشد و به نام قشر کارگر کارخانه مصادره گردید و تحت مدیریت سازمان صنایع قرار گرفت. این موضوع در نهایت پایانی تلخ را برای برند ارج به ارمغان آورد.

با اینکه تا اوایل دهه ۷۰ شمسی محصول جدیدی به سبد محصولات اضافه نشد، اما کارخانه ارج، حتی بدون حضور برادران ارجمند، به تولید محصولات با کیفیت ادامه داد. تا اینکه در سال ۱۳۷۳، با وقوع اختلاس ۲۰ میلیاردی، کارخانه ارج متحمل بار مالی سنگینی شد و در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. هرچند دولت تا سالها با تدابیری چون تعدیل کارگران و کاهش تولید، کارخانه ارج را به هر طریقی حفظ نمود، اما سرانجام در سال ۱۳۹۵، کارخانه ارج رسماً اعلام ورشکستگی کرد و در نهایت باارزشترین کارخانه تولید لوازم خانگی ایران با تنوع محصولاتی با کیفیت، پس از ۸۰ سال فعالیت، تعطیل شد. ناگفته نماند در سال ۱۴۰۰ کارخانه با امید بازگشایی مجدد و تولید محصولاتی جدید و به بروز به بخش خصوصی واگذار گردید.
یادگاری از مهندس ارجمند و میراث ارج
این بود سرنوشت کارخانه ارج، نامی که همه ما آن را میشناختیم و به آن اطمینان داشتیم. در پایان این داستان، مناسب است قسمتی از سخنرانی مهندس بازرگان در زمان تشییع پیکر مهندس خلیل ارجمند را بازگو نماییم. این سخنرانی به خوبی سیرت واقعی و طرز فکر مهندس ارجمند را برای ما روشن مینماید. به طبع آن اهمیت برند ارج را در تاریخ صنعت ایران آشکار میسازد:

از نظر مهندس بازرگان، شخصیت ارجمند نشانهای از آثار قدرت احسن الخالقین بود که خداوند با خلقت او بهترین آفرینندگان خود را به نمایش گذاشت:
«ارجمند اگرچه فعال و مولد ثروت بود، ولی در بند جاه و مال نبود. خودخواهی را کنار گذاشته، خیر عموم و سعادت میهن را طلب مینمود. در کارخانه با کارگران با نهایت جوانمردی رفتار میکرد. در دانشکده فنی تهران و کانون مهندسین در سخاوت و بلند همتی بر همه، پیشدستی می کرد. دوستی باوفا و همکاری باصفا بود. با وجود همه تواناییها تکبر و خودستایی نداشت و در بند تظاهر و تبلیغ نبود. وی مرد عمل و آیینه اخلاق بود. در عمر ۳۵ ساله خود برابر ۳۵۰ سال عمر، کار کرد و خدمت به خلق خدا نمود.»





